الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

346

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

را توقيف كردند . رسول اكرم به آن مرد - كه بسته شده بود - گذر كرد . مرد صدا زد : محمد ! محمد ! پيامبر رو به او كرد . مرد گفت : براى چه من محبوسم ؟ براى چه شتر سوارى حجاج توقيف مىشود ؟ پيامبر فرمود : به جهت جرم بنى عامر ، هم‌پيمانان تو - بنى عامر از هم‌پيمانان ثقيف بودند . پيامبر گذشت . باز صدا زد : اى محمد ! پيامبر جواب داد . مرد گفت : من مسلمانم . پيامبر فرمود : اگر تو اين حرف را با اراده زده‌اى ، كاملا رستگار شده‌اى . پيامبر حركت كرد باز او را صدا زد . پيامبر پيش او آمد . مرد گفت : من گرسنه‌ام به من غذا بده . پيامبر فرمود : اين هم خواستهء تو و دستور داد به او غذا دهند . سپس پيامبر او را در مقابل دو يار اسيرش آزاد كرد . 2 . في قصّة سريّة عبد اللّه بن حجش : و قبض رسول اللّه : العير و الأسيرين بعثت إليه قريش في فداء عثمان بن عبد اللّه و الحكم بن كيسان ، فقال رسول اللّه : لا نفديكموها حتى يقدم صاحبانا [ يعني سعد بن أبي وقّاص و عتبة بن غزوان ] فإنّا نخشاكم عليهما . فإن تقتلوهما نقتل صاحبيكم . فقدم سعد و عتبة فأفداهما رسول اللّه منهم ؛ « 1 » در ماجراى سريهء عبد اللّه بن حجش : پيامبر كاروان و دو اسيرى را كه قريش براى پيامبر در مقابل عثمان بن عبد اللّه و حكم بن كيسان فرستاده بودند ، گرفت . پيامبر فرمود : ما شما را آزاد نمىسازيم مگر اينكه دو يار ما ( يعنى سعد بن ابى وقّاص و عتبة بن غزوان ) بيايند ؛ چرا كه ما بر جان آن دو ترسانيم . اگر آن دو را بكشيد ، دو يار شما را مىكشيم . آن‌گاه سعد و عتبه آمدند و پيامبر در مقابل ، آن دو را آزاد ساخت . واقدى گفته است : دو اسير را حبس كرد . « 2 » آراى فقيهان 1 . علّامه حلّى : . . . اگر هر يك از دو گروه ، از ديگرى اسير بگيرد ، جايز است مبادلهء اسيران اهل عدل با اسيران اهل بغى . اگر اهل بغى از معاوضهء اسيران سرباز زدند و آنان را حبس كردند اهل عدل مىتوانند اسيران آن‌ها را حبس كنند تا باعث آزادىشان شوند . بعضى از عامّه گفته‌اند : جايز نيست ؛ زيرا گناه حبس كردن اسيران اهل عدل از آن ديگران است و

--> ( 1 ) . اقضية رسول اللّه ، ص 6 . ( 2 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 16 .